محمّدعلی بهمنی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
و چه بی ذوق جهانیکه مرا با تو ندید....!"محمدعلی بهمنی"
حامدعسکری
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
با من برنـــــو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟با من تنهــــا تــــر از ستارخان ِ بــــی سپاه موی من مانند یال اسب مغرورم سپیدروزگار م
یغماگلرویی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
تو را دوست می دارمبه سان تندیس میدانی بزرگ،که نشستن گنجشک کوچکی را بر شانه اشو محکومیکه سپیده ی انجام را!"یغما گلرویی"
سعدی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
سر آن ندارد امشب که برآید آفتابیچه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی((سعدی)
گروس عبدالملکیان
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
نه !همیشه برای عاشق شدن ،بهدنبال باران و بهار و بابونه نباش !گاهیدر انتهای خارهای یک کاکتوس ،به غنچهای میرسیکه ماه را بر لبانت مینشاند. از: گروس عبدالملکیان
سیدعلی صالحی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
چه بوی خوشی میوزد از سمت آسمانپَرپر هزار و یکی گنجشک بهارزا بر شاخسار بلوطی که بالانشین استو باز پناه جُستن پوپکی پیالهی آبی ... ...دارد از پشت نیزار این دامنه صدای کسی میآید کسی دارد مرا به اسم ک
نیلوفر لاری پور
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
اسفند که عاشق شوی سال را با بوسه تحویل می کنی حتی اگر سال نو، نیمه شب از راه برسد شاید تلفنت عاشقانه تر از همیشه زنگ بزند کسی با یک سلام قبل از سپیدهء سال بعد دیوانه ات کند اسفند که عاشق شوی تمام دروغ ها را باور می کنی و دلت غنج می زند. می دانم که در روزهای آخر سال دسته کلیدت را گم می کنی گوشی ات را...
دنیا غلامی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
همیشه که نباید نوشت سبد پر از رخت های چرکخانۀ گردگیری نشده هم شعر استشعری تلخ و ناتماماز زنی که تمام شده است.#دنیا غلامیوبلاگ شخصی شاعر:www.bloodorange94blogfa..com
حسین منزوی
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 20:31
دلم مسافر خواب آلود در آن اتاق خیال اندود چو روح کهنهء سرگردان هنوز می پلکد حیران به جست و جوی کسی شاید که از کنار تو می آید. "حسین منزوی" از کتاب: ترمه و تغزل – برگزیده شعر حسین منزوی انتشارات روزبهان / چاپ هشتم / بهار 94
پریسا زابلی پور
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
زنانگی یعنی اینکه گوشی تلفن را برداری و برای جایی رفتن از کسی اجازه بگیری...نه که عهد قجر باشد،نه که اجازه ات دست خودت نباشد،یک وقت هاییآدم دلش می خواهد اجازه اش را بدهد دست کسیتا دلش قرص شود که مهم ا
حامد عسکری
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
کنارِ چای و آتشبارها یادِ تو افتادمچه دلتنگیِ شیرینیچه خوشبختی کوتاهی...# حامد _ عسکری
سیّدعلی صالحی
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
کلماتبعضى...دیر به زبان مى آیند.من یاد گرفته امچنین مواقعى با چشمهایمسخن بگویم.زندگى ... گاهىچیزى غیر از خودِ زندگى ست.((سید على صالحى))
احمدشاملو
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
آنجا را نمیدانم اما،اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینندباور نمی کنندچیزی از دست داده باشی.((شاملو))
"کامران رسول زاده"
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
کلاغ، پر... گنجشک، پر... کلاغ،پـــــر...گنجشک،پــــر ....این روزگار درختی استکه دل به پرنده بسته بود... " کامران رسول زاده "از کتاب: «فکر کنم باران دیشب مرا شسته, امروز توام»
حافظ موسوی
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
تمام این مسافرخانهاز عطر دستهای توپر خواهد شددهان اگر باز کند این چمدان. " حافظ موسوی "از مجموعه: "زن، تاریکی، کلمات" / نشر آهنگ دیگر /
رضا کاظمی
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
به سقفِ اتاقتمهتابی نقرهای آویختهاَمکه اگر آمدیپایت به گلدان نگیردبیفتد، بشکند،...از خواب بپرمببینم خواب دیدهاَم!((رضا کاظمی ))
وحشی بافقی
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
خندان نشست و شمع شبستان غیر شدرحمی به گریه های شب تار من نکرد...(( وحشی بافقی ))
حافظ
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
امشب ز غمت میان خون خواهم خفتوز بستر عافیت برون خواهم خفتباور نکنی خیال خود را بفرستتا در نگرد که بیتو چون خواهم خفت(( حافظ ))
مهدی صادقی
-
تاریخ: 1397/10/11 ساعت: 13:41
تمام این فاصلههاتمام ِ این تنهاییهاتمام ِ نداشتنهایتای کاش، خوابی بودند شبیه ِ خواب ِ دم ِ صبحمیآمدیبا دستان ِ شبیه اطلسیاتبیدارم میکردیمیگفتی: جان ِ دلم، صبح شده استو منبه بهانهی رهانیدنم ا